Monday, April 25, 2005



«اَورین» یک کلمۀ اصیل ترکی است

ریشه نام «خوی» یک روز از زبان پهلوی، روز دیگر از زبان کردی و حتی از زبان ارمنی دانسته می شود

اورین مقدم


مدیر اجرایی محترم هفته نامه اورین، جناب آقای اسدلو

با سلام و عرض خسته نباشید ـ در مورد مقاله چاپ شده در شماره چهارم با عنوان آتشفشان اورین به قلم آقای مهندس فهمی کارشناس ارشد زمین شناسی، خواهشمند است انتقادیه زیر که نقدی است بر بخشی از نوشته‎ی ایشان به اطلاع خوانندگان علاقه مند به کوه سرفراز اورین و هفته نامه اورین رسانده شود.

مهندس فهمی را از روی نوشته های پربار کارشناسانه و دلسوزانه شان در نشریات شهرمان می شناسم و به خاطر علاقۀ شدیدشان به شهر زیبا و مظلوممان، ایشان را تحسین کرده و آرزوی نیکروزی برایشان دارم. لذا در مورد پاراگراف اول مقاله شان، درج توضیحاتی را برای استفاده ایشان و همچنین همشهریان خوانندۀ هفته نامه اورین خالی از لطف نمی بینم.

در پاراگراف اول چنین آمده است : «کوه آتشفشانی اورین یا اگرین خوی : آگرین کلمه کردی می باشد که معنی فارسی آن عبارت است از آتشباران که بعداً به آورین و اورین تغییر یافته است. مسلماً انسانهای اولیه این کوه را در حال آتشفشانی دیده اند که به این نام معروف شده است.»

متأسفانه در سالهای گذشته در مورد یافتن وجه تسمیه اسامی مکانهای جغرافیایی در آذربایجان به دو دلیل، اشتباهات عمدی و سهوی فراوانی صورت گرفته است : 1- سیاستهای شوونیستی رژیم منحوس پهلوی و سیاستهای تُرک ستیزی در طول آن سالها 2- عدم آشنایی علمی اکثر صاحب نظران آن دوران با زبان مردم آذربایجان که همان ترکی آذربایجانی است.

در اجرای همین سیاستهاست که ریشه نام «خوی» یک روز از زبان پهلوی، روز دیگر از زبان کردی و حتی از زبان ارمنی دانسته می شود و حتی به عنوان یک نظریه نیز که شده در زبان ترکی برایش ریشه یابی نمی کنند! حال آنکه امروزه با سپری شدن آن دوران تاریک و قوم گرایانه، فرزندان این بوم و خاک قلم به دست گرفته و تاریخ خود و به تبع آن وجه تسمیه اسامی مکانهای جغرافیایی سرزمینشان را آنگونه که هست (نه آنگونه که عده ای می خواهند باشد) می نویسند. فرزندانی چون مرحوم پروفسور زهتابی. این مورخ شهیر آذربایجان در مورد نامهای جغرافیایی در کتاب ارزشمند خود می نویسد : « ملتها، طوایف و مردمان، محیط و مکان زندگانی، سرزمین و نیز کوهها، دره ها، رودها، دریاچه ها، جنگلها و ... مناطق خود و همچنین روستاها، قلاع و شهرهایی که خود به دست خویش پی ریزی می کرده اند را با کلمات زبان خویش نام می نهادند و می نهند.» (تاریخ دیرین ترکهای ایران ـ ص 33)

بنابراین برای یافتن وجه تسمیه یک مکان جغرافیایی باید که در تاریخ و خصوصاً در زبان مردمان آن دیار غور و تفحص نمود.

اسناد و مدارک علمی باستانشناسی به قطعیت حکم می کنند که از اعماق تاریخ تا بدین روز در سرزمین آذربایجان و به تبع آن در خوی، تنها مردمان التصاقی زبان زندگی کرده اند و هیچ گاه سامی زبانان و نیز هند و اروپایی زبانان نتوانسته اند در این منطقه ساکن شوند. لذا سعی عده ای برای یافتن ریشه های اسامی جغرافیایی این مناطق در زبانهای هند و اروپایی (فارسی، کردی، ارمنی و ...) و حتی زبانهای سامی (عربی، آشوری، عبری و ...) امری است کاملاً بیهوده و بی نتیجه.

در مورد التصاقی زبانان نیز این مطلب اضافه گردد که زبان آنها، پدر زبانهای امروزی ترکی، فنلاندی، منچوری، کُره‎ای و ... بوده است و اقوام تاریخی سومر، ایلام، هورری، ماننا، ماد و ... منسوب به این گروه زبانی هستند. (برای مطالعه ر.ک ایران تورکلری‎نین اسکی تاریخی (تاریخ دیرین ترکهای ایران) ـ پروفسور محمدتقی زهتابی ـ تبریزـ 1377)

نام کوه اورین داغ نیز از این قاعده مستثنی نیست. اینکه از کدامین زمان این کوه سر به فلک کشیده بدین نام خوانده شده، معلوم نیست. در منابع آشوری در شرح حملات سارگون دوم پادشاه آشور به آذربایجان و خوی، از عبور قشون آشوری از درۀ قوتور که در میان دو کوه «آرسابیا» و «ائرتیا» واقع شده، سخن رفته است. (همان ـ ص 343) با توجه به اینکه در سمت شمالی درۀ قوتور، بزرگترین کوه، اورین داغ می باشد، احتمال دارد که یکی از دو نام فوق به آن اطلاق شده باشد. (البته این تنها احتمال است و شاید نیز یکی از این نامها به کوهی مابین اورین داغ و درۀ قوتور اطلاق می شده است.) کلمۀ «ائرتیا» همان «اََرَت» می باشد که در ترکی به معنی کوه است. (همان ص 196) و نشانه ای است از تمدن بزرگ «اَرَتته» در مناطق غربی آذربایجان در حدود 5000 سال پیش که به وسیلۀ اقوام هورری بنا نهاده شده بود و از آن به عنوان یکی از بزرگترین و اولین تمدنهای بشری در منابع نام برده می شود و این افتخاری است برای خوئیان که پدرانشان صادرکنندگان تمدن به کشورهای منطقه حتی تا مصر بوده اند.

کلمه اَورَن ƏVRƏN در زبان ترکی به معنی «بزرگ» و «دنیا» بکار می رود و کلمه اَورَنسل ƏVRƏNSƏL (جهانی) نیز از آن ساخته شده است. در کتاب دده قورقود که شامل مهیج ترین و اصیل ترین حماسه های فولکولوریک جهانی است و حوادث آن در آذربایجان روی می دهد، پهلوانی «اورن» نام دیده می شود که معنای آن اژدها است که خود بزرگ بودن را تداعی می کند. (دده قورقود، ح . م . گونئیلی) از طرف دیگر کلمه آورین ـ اَورین شباهت آوایی با کلمه «آغری» دارد. (نام ترکی کوهی که به اشتباه آرارات نامیده می شود.)

با در نظر گرفتن موارد بالا، می توان گفت که اورین همان اَورَن ƏVRƏN است که در اثر تلفظ طولانی به صورت اورین ƏVRİN در آمده و اورین داغ به معنی کوه بزرگ و با عظمت می باشد که با توجه به عظمت آن، نامی بسیار شایسته و درخور می باشد. طرفه آنجاست که یکی از بنیانگذاران مکتب اخی لیک در امپراتوری عثمانی یک خویی به نام «اخی اَورن» است. و این از علاقه چندین صدساله خویی ها به این کوه باشکوه حکایت دارد.

این نکته نیز اضافه گردد که در صورت انجام اکتشافات باستان شناسی در منطقه و بدست آمدن اسنادی که بتوان از روی آنها به زبان اقوام قدیم آذربایجان یعنی هورری ها، قوتتی ها، لوللوبی ها، مانناها و مادها دست یافت، معنای دقیق و حتمی اورین بدست خواهد آمد. ولی آنچه که تا به امروز بر اساس داشته های باستان شناسی و زبان شناسی می توان گفت آن است که «اورین» مطمئناً یک کلمه التصاقی (پدر زبان ترکی امروزین) است و ریشه یابی برای آن در زبانهای مردمانی که تا چند صد سال پیش در این مناطق حضور نداشته اند، امری کاملاً غیر علمی به شمار می رود.

در مورد مطلب نقل شده در مقالۀ مزبور نیز باید گفت که به طور حتم آتشفشان اورین چند صد هزار سال پیش، خاموش گردیده است و اینکه بگوئیم انسانهای اولیه اورین را در حال آتش فشانیدن دیده اند و به آن این نام کُردی را نهاده اند، امری بس خنده دار خواهد بود. چرا که از حضور کردها به اذعان خودشان در منطقه (و نه آذربایجان) بیش از دوهزار و اندی سال نمی گذرد. (حال چگونه انسانهای اولیه منطقه شده اند، الله اعلم )

در پایان، از آقای فهمی که سعی وافری در شناساندان پتانسیل ها و زیباییهای خوی دارند، تشکر می کنم و با ایشان هم آرزو می گردم برای روزی که کوه سرافراز اورین و شهر در آغوش قرار گرفته آن به جایگاهی که واقعاً شایسته بزرگی و عظمت است، برسد.



*تاریخ نگارش : 25/2/81

** این نوشته در شماره ۵ هفته نامه اورین خوی چاپ شده است.



کلمات ترکی بااملای غلط در روزنامه ها و نشریات

متأسفانه اکثر روزنامه ها و نشریات حتی آذربایجانی که نویسندگان آن تقریباً همگی ترک هستند، کلمات و متون ترکی را به طور عمده بااملای غلط نوشته و چاپ می کنند، مثلاً در یکی از نشریات نوشته بود " شهریری" که باید نوشته شود "شهر یئری" یا معمولاً بیشتر نشریات کوه " ساوالان " به آن عظمت را معرب نموده و به صورت تحریف شده آن " سبلان " می نویسند. که جای بسی تأسف است که ما با دست خودمان ، خودمان را یعنی ملیت و زبان مادریمان را از بین می بریم. بیایید از هویت و اصالت خودمان دفاع و محافظت کنیم.



چاراویماغین بیر سیرا کندلرین نین آدلاری

اؤرجه‌ک (Örcək)
آبداللار (Abdallar)
آخجا کند (Ağça kənd)
آخساخلار (Axsaxlar)
اربند( احتمالا اربط) (Ərbənd)
آرپاچایی (Arpaçayı)
ارزه‌خوران (Ərzəxoran)
آش. آرازگونئی (Arazgüney)
آش. آلی‌به‌یلی (Alıbəyli)
آش. بابینه (Babınə)
آغ‌اوتاق (ağ otaq)
آغ‌بولاغ (Ağ bulağ)
آغ‌داش (Ağ daş)
آغ‌داغ (Ağ dağ)
آغ‌دره (Ağ dərə)
آغ‌زیارت (Ağ ziyarət)
آلتینجی (آلتیمجی) (Altıncı)
آللی (Allı)
آلیچین (Alıçın)
آلی‌کندی (Alı kəndi)
آنابولاغی (Ana bulağı)
اوچ‌بولاغ (Üç bulağ)
اورتا بابینه (Babınə)
اورتاسو (Orta su)
اوش‌دره (Üç dərə)
ایستی‌سو( İsti su)
باداملی (Badamlı)
بارداغاجی (Bardağacı)
باریجیق (Baricıq)
پاییزگاه (Payızgah)
پیرزققه (پیر سققه) (Pirsəqqə)
تؤکمه‌تپه (Tökmə təpə)
تاتیشلاغی (تات‌قیشلاغی)(Tatışlağı)
تالیب ( Talıb)
توخلوجا (Toxluca)
تیکانلی (Tıkanlı)
جیده‌قیه (Cıdə qəyə)
چؤللو (Çöllı)
چؤکه‌تی (Çökəti)
چیراغچی (Çırağçı)
چیرچیرا (Çırçıra)
حاجی‌کندی (Hacı kəndi)
حامام (Hamam)
خاتین گونئی (Xatın güneyi)
خادیم کندی (Xadım kəndı)
خراسانلو (Xorasaklu)
خوجالار ( خاجالار) (Xocalar)
خیدیرگؤره‌ن (Xıdırgörən)
خیرآباد (Xeyr ava)
داش‌کسه‌ن (Daş kəsən)
دبه‌ردان (Dəbərdan)
دلیک‌بولاغ(حاجی‌آباد)(Dəlik bulağ)
ده‌وه‌یاتاغی (Dəvəyatağı)
دیبه‌کلی(Dibəkli)
ذکیرکندی (Zəkir kəndi)
سئید‌کندی (Seyid kəndi)
ساراغلی(ساراغیل) (Sarağlı)
ساری‌قمیش (Sarı qəmiş)
سریک‌پئیک (Sərik peyk)
سوغانچی (Soğançı)
شاققیلی‌کندی (Şaqqılı kəndi)
شورجا (Şorca)
ظولم آباد (Zulm abad)
عربشاه (Ərəbşah)
قالا (Qala)
قره‌گونبذ (Qərə gunbəz)
قره‌ولی (Qərə vəli)
قه‌ته (Qətə)
قه‌ینه‌رجه (Qəynərcə)
قوجاکندی (Qoca kəndi)
قوچ‌احمد (Qoç əhməd)
قورو گؤل (Quru göl)
قوروچای (Quru çay)
قوشچی (قوچچی) (Quççı)
قوش‌قووان (Quş qovan)
قوملو (Qumlu)
قویو ده‌له‌ن (Quyu dələn)
قیرخ بولاغ (Qirx bulağ)
قیرمیزی باغ (Qırmızı bağ)
قیزیل آوا (Qızıl ava)
قیزیل قالا (Qızıl qala)
قیزیل قیه (Qızıl qəyə)
قیلیچ‌خان‌کندی (Qılıç xan kəndi)
کول تپه (Kul təpə)
کول‌وئره‌ن (Kul verən)
کیلیسه (Kilisə)
گؤزه‌للی (Gözəlli)
گؤل (göl)
گؤی داش (Göy daş)
گؤیجه قالا (Göycə qala)
گردالی Gərdalı)
گوللو (Güllu)
لیمه‌شان (Liməşan)
مؤولو (Mövlu)
مختوم‌کندی(Məxtumkəndi)
مریان (مرگان) (Mərgan)
ممد قیشلاغیMəməd qışlağı)
منیشگه (Mənişgə)
مهمانلی (Mehmanlı)
موجور‌آباد (میجیرآباد) (Mücür abad)
مورادخان‌کندی (Mürad xan kəndi)
ناچیت (Naçıt)
ناچیرد (Naçırd)
نصیرآوا(Nəsir ava)
نظرکهریزی (Nəzər kəhrizi)
وئران‌قیه (Veran qəyə)
ورقه (Vərqə)
یاللی‌قورد (Yallı qurd)
یان بولاغ (Yan bulağ)
یه‌سوولو (Yəsovlu)
یو. آرازگونئی ((Arazgüney
یو. بابینه (Babınə)
یو. آلی‌به‌یلی (Alıbəylı)



ساوالان یا سبلان
نويسنده منصور کریمی
زمان ايجاد 9/8/2005 6:34:08 AM
پيغام ساوالان یا سبلان
در خصوص ساوالان در فرهنگ ترکی نوین تالیف استاد اسماعیل هادی آمده است که : ساوالان نام کوه معروفی است که بلندترین قله آذربایجان است و برفراز آن آتشفشان خاموشی است که دهانه آن اکنون به صورت استخر در آمده است و در منابع فارسی آنرا سبلان نویسند. در احادیث نیز از این کوه نام برده شده است و گفته شده مهبط (محل فرود و نزول) وحی بوده است و قبر برخی از پیامبران در آن است.

با توجه به آنچه گذشت به احتمال قوی کلمه ساوالان مرکب از: ساو (وحی) و آلان است . البته شق دوم کلمه (آلان) در اینجا به معنای گیرنده ، دریافت کننده (از بن: آلماق) نمی باشد. از طرف دیگر، لان پسوندی است که تنها در اسامی حیوانات به چشم می خورد (مثل : ارسلان) از این رو بعید نیست آلان در اینجا به معنای میدان باشد، و معنای ترکیب ساوالان : میدان وحی ، مهبط وحی می باشد و این با توجه به آنچه گدشت نام بسیار طبیعی برای این کوه است. بعنوان مثال ساوجی به معنای پیامبر و نبی و رسول است. ساو که به معنای : سخن ، خبر، حرف و حدیث ، کلام ، پیام ، وحی آمده است، امروزه بیشتر به صورت : سوو در ترکیب : سؤز- سوو (حرف و حدیث و صحبت) ؛ سس – سوو {سس- ساو} به معنای سر و صدا، خبر مبر... به چشم می خورد و مشتقات دیگری نیز هست که امروزه به صورت تحریف شده باقی مانده اند. مثلا: ساویقلاماق و ساییقلاماق و سایاقلاماق به معنای هذیان گفتن و نیز سارساقلاماق یعنی یاوه گفتن ، آمده است.

ساوالان در لغت نامه دهخدا به عنوان اسم دهی که جزء صوفیان تبریز است نیز قید گردیده است. ولی به شکل سولان (به فتح اول و دوم) به صورت مفصل تر توضیح داده شده است. از جمله: سولان نام کوهی است در سه فرسنگی اردبیل، کوهی است عظیم و بلند در حوالی اردبیل و به شرافت مشهور و بسیاری از اهل الله در آن کوه عبادت گزیده و ریاضت کشیده اند. (آنندراج) نام کوهی عظیم مشرف به اردبیل از آذربایجان (معجم البلدان) بلاد اردبیل و سراه و پیشکین و آباد(؟) و ارجاق و خیاو در پای آن افتاده است. کلمه و لغت سولان به معنای مطلق بلندیها(برهان قاطع) و برآمدگی، بلندی، ارتفاع (ناظم الاطباء) قید شده است. ناصرخسرو ساوالان را به صورت سولان( به فتح اول و دوم) آورده است:
تو به پایه اش یکان یکان بر شو ------ پس بیاسای بر سر سولان
ای جوان عبرت از این پیر هم اکنون گیر------ از سر سولان بندیش هم از پایان
که سولان (ساوالان) را تشبیه به چیزی شبیه نوردبان نموده است، زیرا که بسیار بلند و صعب الصعود بوده است. ساووماق و ساووتماق نیز به معنای سردشدن و سرد کردن می باشد( سنگلاخ- میرزامهدی خان استرآبادی) معنای ساوالان در کتاب " اردبیل شهر مقدس" به معنای جای پرآب قید شده است زیرا که سو به معنای آب و آلان به معنای در برگیرنده می باشد، که وجه تشابه زیادی نیز با کلمه " سولان" یا سو آلان دارد.

با تمامی این توضیحات و مراجعات باید گفت که متاسفانه از آنجایی که اسامی محل و اماکن و حتی افراد، در طول تاریخ، بنا به سلیقه هاو طریقه های متفاوت تلفظ، توسط ملل و اقوام مختلف با هم فرق می کرده است حالتهای مختلف ذکر اسامی تقریبا متفاوت و اختلاف برانگیز گردیده است. ولی اگر این تفاوتهای طبیعی توام با غرض و مرض باشد، بدون شک کار را مشکل تر خواهد ساخت. آنچه که روشن و بدیهی است و در این خصوص دانشمندان و محققان برجسته ای همچون پروفسور زهتابی نظر داده اند صحیح ترین روش برای رسیدن به اصل مسئله آوردن اسامی اماکن و مناطق به صورت تلفظ بومی آنست که در مورد اسم این کوه عظیم نیز تلفظ ساوالان صحیح تر و اصولی تر است. زیرا که مردم محل چنین تلفظ نموده و استعمال می کنند.

به نظر نگارنده آنچه که باعث استعمال و به کارگیری لفظ سبلان به جای ساوالان گردیده است. تلفظ سنگین و ثقیل ساوالان بر اعراب و فارس ها بوده است . یعنی چون قرار گرفتن حروف عله (وای) در کنار هم برای اعراب ثقیل و خارج از قواعد زبان عربی است ساوالان به صورت سبلان (بر وزن فعلان) ذکر شده و فارسها نیز چون ادبیات مکتوب خود را بیشتر از عربی گرفته اند و از خط آنها استفاده می نمایند در نتیجه کلمه عربی را بر ترکی ترجیح داده اند. ولی آنچه که باعث تداوم استعمال کنونی آن به صورت سبلان گردیده همانا سیاست ترک ستیزی سردمداران رژیم پهلوی بوده که ادامه آن سیاستها هنوز هم در خصوص فرهنگ زدائی ترکی با کم و کیف دیگری دیده می شود. که نمونه آن نامیدن شبکه " سبلان" در استان اردبیل به جای شبکه ساوالان ، شهرک سبلان بجای شهرک ساوالان و آب درمانی سبلان به جای آب درمانی ساوالان و آب معدنی سبلان به جای آب معدنی ساوالان و دهها نمونه دولتی و غیردولتی دیگر که در مواردی به علت بی اطلاعی و ناآگاهی و در مواردی دیگر به علت غرض ورزی و عنادورزی و ترک ستیزی است.

در خاتمه باید گفت که لفظ ساوالان دارای معنا و مفهوم علمی و صحیحی بوده حال آنکه کلمه سبلان بدون معنا و بی مسمی بوده و در واقع صورت تحریف شده، غیرمستند، غیربومی، غیرعلمی و حتی در سالهای اخیر مغرضانه " ساوالان " بوده است و تداوم تلفظ صحیح این کوه مقدس و پربرکت و پرآب و نعمت به صورت ساوالان بر مردم ترک زبان آذربایجان پیشنهاد می شود.

Friday, April 22, 2005

توکلی کیبریت قوتولارینین فارسچیلیق تبلیغاتی



ایران قاشیغی ایله فارس زهری ایچه نلر و ایچیرده نلر!

آشاغیداکی تصویره باخین:

گؤردویونوز کیمی « توکلی » آدی ایله دوزه دیلمیش بعضی کیبریت قوتولارینین اوستونده، فارسچیلیق تبلیغاتی آپاریلیر!

بئله عجاییب و البته اییرنج فارس پرستلیک، بیر زاماندادیر کی فارسلار آذربایجانین تاریخی توپراقلاریندا مینلر شهر، شهرجیک، کند، کندجیک، داغ، تپه، دره، چای، مئشه، آران، ماغارا...آدلارینی ده ییشیب، فارسجا ان قوندارما آدلار ایله آدلاندیریرلار .

بو فاشیستلر آیری طرفدن بؤیوک آذربایجانین تاریخی اراضیسینی گیلان، اردبیل، زنجان، قزوین، قوم، اراک، همدان، سونقور، قوروه، بیجار... کیمی فرقلی آدلار ایله بؤلولر. یازیقلار اولسون آرامیزدا بعضی- نه دییه ک - غافیل یوخسا پول پرست و بلکه ده ساتقین کیمسه لر، ایران قاشیغی ایله فارس زهری ایچیرلر و یازیق خالقیمیزا دا ایچیردیرلر!

نه یاخچی اولار بئله کیمسه لرین و هابئله کورد و ائرمنی طرفیندن ایستیحصال اولونان جینسلرین آلینماماسی ایله، اؤز میللی دوشونجه میزی گؤسته ره ک و میللی بورجوموزو یئرینه یئتیره ک.

نام و نامگذاري در ايل قشقايي




نام و نامگذاري در ايل قشقايي, / جهانبخش نوروزي چگني؛

به راهنمائي : اردشير خداداديان

پايان نامه (محل نگهداري: مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران) Full-image

نوروزي چگني، جهانبخش

112صفحه، تصوير، نقشه، كتابنامه
پايان نامه (كارشناسي ارشد) -- دانشگاه شهيد بهشتي، ، 1378-79.
h t t p : / / d a t a b a s e . i r a n d o c . a c . i r
امروزه با گرايش بيشتر مردم اين ايل به علم‌آموزي و رواج كتب و نشريات و رفت و آمدهاي مستمر آنان به شهر و مراكز علمي و مطبوعاتي باعث گرديده كه نامگذاريها به تبع اين تحولات دستخوش دگرگوني شگفتي گرديده و متحول شود بطوريكه از بررسي و مقايسه بيش از هزار نام در ايل اين نتيجه حاصل شده كه نصف اسامي موجود در ايل اسامي فارسي از قبيل بيژن ، سودابه ، مهري ، ... 20 درصد نامهايي تركيبي از قبيل حسين علي، علي مراد، ... ، 20 درصد نامهايي به عربي خالص از قبيل : ليلي، اكبر، ... ، 5 درصد بقيه نامهاي تركي، تركي - فارسي يا تركي - عربي از قبيل : چنگيز، تيمور، ... مي‌باشد كه بطوركلي مي‌توان غلبه نامهاي فارسي را به اين دليل كه نشريات و كتب مورد مطالعه افراد ايل عموما"كتب و نشريات فارسي بوده و هيچگونه دسترسي به كتابهاي تركي وجود ندارد به وضوح مشاهده كرد. معدود داستانهاي تركي به جا مانده از دوران مكتب و ملاهاي فقيد ايلي مانند مهرخاور، كوراغلو، حيدربيگ نيز آنقدر ناچيزند و نامانوس كه نسل جديد و نوخاسته ايلي آنها را نمي‌فهمد و يا نسبت به آنها بي‌علاقه است ، آنچه را كه مي‌توان در پايان به عنوان نكته پاياني پيرامون نام و نامگذاري در ايل قشقايي آورد همين مطلب اخير است كه گرايش به نامهاي فارسي بخصوص قسمت تاريخي و حماسي زبان فارسي امروزه در ميان ايل قشقايي بر ديگر روشهاي نامگذاري رجحان دارد و اين مسئله بدون اينكه تضادي مستقيم با اعتقادات قومي و مذهبي ايل داشته باشد كماكان در كنار ساير روشها راه خود را ادامه مي‌دهد.

نامگذاري / ايل قشقايي
Nomination / Ghashghaii tribe
Serial no: 00264148 == Call No. : 31942

Thursday, April 21, 2005

چرا نامهای بومی و اصيل ترکی ايران تغيير داده می‌شوند



چرا نامهای بومی و اصيل ترکی ايران تغيير داده می‌شوند.

يکی از دوستان بيش از ۱۲۰۰ نام تغييريافته‌ی جغرافيايی را جمع‌آوری کرده است که از ترکی به فارسی تغيير داده شده است. اين امر نشانگر اقدام بی‌شرمانه برخی مسئولين برای تغيير هويت ايرانی‌ و بومی ايران و ايرانيان می‌باشد.

تغيير اين نامها گاه با کمال ناشی‌گری صورت می‌گيرد و نشان از بيسوادی جاعلان آن دارد. آقای مجدفر نمونه‌ی جالبی از اين بی‌سوادی را در کتاب کوچه‌لره سو سپميشم آورده است که نام قره‌ چمن را سياه چمن تغيير داده‌اند غافل از اينکه هيچ چمنی در دنيا سياه نيست و قره در ترکی علاوه بر معنی سياه معنی بزرگ و وسيع را هم می‌دهد.

يکی از روستاهای استان همدان به‌خاطر وجود تپه‌‌ی خاکستری در کنار روستا، کول‌تپه نام داشت که ابتدا نام آنرا به گل تپه و سپس‌ به گلشهر تغيير دادند حالا شما می‌توانيد به گلشهر برويد و تا دلتان می‌خواهد گل بچينيد.

Monday, April 11, 2005

کارخانه داران شهر قم نميتوانند نام ترکی بر روی محصولات خود بگذارند



کارخانه داران شهر قم نميتوانند نام ترکی بر روی محصولات خود بگذارند.

نامهای عربی مجاز ترکی غير مجاز

در حالی که ترکها اکثريت ساکنين استان قم را تشکيل ميدهند اما کارخانه داران اين شهر نميتوانند نام ترکی بر روی محصولات خود بگذارند. ولی نامهای عربی به خاطر وجود روحانيان! (که بسياری از آنان ترک زبانند) مجاز است. مثلا (لينا) که نامی عربی است مورد موافقت مسئولان قرار گرفته است.

يکی از سرمايه گذاران آذربايجانی ساکن قم که نامهای متعدد ترکی را برای اخذ جواز به شرکت ثبت شرکتها ارائه داده است ميگويد؛ نام ترکی را برای محصولاتی که در قم توليد ميشوند نميپذيرند. و به خاطر همين کارخانه‌ای را که احداث کرده‌ايم معطل مانده است. او ميگويد تاکنون
برای اين کارخانه را پيشنهاد داده‌ايم اما هيچکدام از نامها مورد موافقت قرار نگرفته است

اين درحالی است که در علاوه بر ترکهايی که از شهرهای مختلف آذربايجان طی چند دهه اخير به اين شهر مهاجرت کرده‌اند ترکان شاهسون و خلج از ساکنان بومی اين استان محسوب مي‌شوند که از جمعيت زيادی برخوردارند.

لازم به ذکر است که شبکه استانی هم هيچ برنامه‌ای به زبان ترکی ندارد. اين تبعيض ظلم و اجحافی آشکار در حق ترکزبانانی است که در سراسر اين مرز و بوم ساکنند. بايد از مسئولين پرسيد چطور ثبت نامهای ترکی در تهران ايراد ندارد ولی در قم ممنوع است.!؟

چ


چاغرلو - ؟ سقز
چاك تپه - چات تپه (جزيره درياچه اورميه)
چالدران - چالديران
چشمه كنار - پينارباشي (جزيره درياچه اورميه)
چكه چكه - دام داما (آبشخور)

آ


آب زرد - ساري سو (رودخانه)
آبادان - عبادان (١٣١٤)(خوزستان)
آبش احمد - آبيش احمد
آبگرم - ايسسي سو
آتش - يانيقلى (يانيخلي) (جزيره درياچه اورميه)
آخر سعدي – موللا باشي (اردبيل)
آذر - چاييرلي (جزيره درياچه اورميه)
آذرآبادگان - آزربايجان (استان)
آذرشهر - دهخوارگان توفارقان
آذري - ترك
آذين - بزه كلي (جزيره درياچه اورميه)
آرام - دينج آدا (جزيره درياچه اورميه)
آرزو - ديله ك آداسي (جزيره درياچه اورميه)
آرش - قانقلي قايا (قانلي قايا) (جزيره درياچه اورميه)
آلگون - الگلو (سقز)
آنقوت - آنقيت (جزيره درياچه اورميه)

ا


ابردژ- قلعه بلند (اسيتگاه شماره ٢٦ راه)
احمقيه - آخماقايا
اراك - عراق٬ سلطان آباد (ايستگاه ١٩ راه آهن جنوب) (١٣١٤)
ارجق - ارجه
اردشير - اردشه تپه سي (جزيره درياچه اورميه)
ارس - آراز
ارسباران - آرازباري
ارسباران- قاراداغ قاراجاداغ (كوه) (در شامل آزربايجان)
ارشق - ارشه
اروميه - اورمو (اورميه) (شهر) (١٣٠٥)
اروند رود - شط العرب
اروند كنار - قصبه
اسپير - ايسپير (جزيره درياچه اورميه)
اسپيرك - ايسپيرجيك (جزيره درياچه اورميه)
اسپيرو - بوزجا (جزيره درياچه اورميه)
اسكو - اوسكوچاي (رودخانه)
اسلامي (شاهي) - شاهاتالا٬ شاهوتولا (جزيره در درياچه اورميه)
اشك - ائششك داغي (جزيره درياچه اورميه)
اشكسر - ياريم قايا (جزيره درياچه اورميه)
اشكو - قازان (جزيره درياچه اورميه)
اصلاندز- آسلان دوز
افشار- اوشار
الا - اويول
امان آباد- قاراكيليسه
اميد - اومود (جزيره درياچه اورميه)
اميديه - عميديه
انانق - انه مه
انديمشك – صالح آباد (ايستگاهه ٤١ راه آهن جنوب)
اهواز - ناصري٬ سوق الاحواز (١٣١٤)
ايذه - مال امير مال مير (بختياري) (١٣١٤)
ايران نژاد - توركلر آداسي (جزيره درياچه اورميه)
ايرانسر - شوت شوط
ايرانشهر - بمپور (١٣١٤)
ايشه - ايچي از بخش هاي سقز
ايل سون- شاه سئوه ن
ايلام - حسين آباد پشتكوه (١٣١٤)

ب


بابل - بارفروش (١٣١٤)
بابلسر - مشهدسر (١٣١٤)
باراندوز- بارانديز چاي (رودخانه)
بارنج - باريش (روستا)
باروق- باري (خالخال)
باسمنج - واسميش
باشه - باشماق از توابع سقز در كردستان فعلي
باغ يك – قاضي آباد ( ايستگاه ٤٨ راه آهن جنوب)
باليقلو چاي - باليقلي چاي در( اردبيل)
بام دژ- قلعه سحر ( ايستگاه ٤٨ راه آهن جنوب)
بانگي بنگي - بانگلو بانگلي از توابع سقز
بخشايش - باغيش (روستا)
برد - سلجوقلو (جزيره درياچه اورميه)
بردك - آغجا داش (جزيره درياچه اورميه)
بردين - قيرنالي (جزيره درياچه اورميه)
برز - آل داغ (علي ميرزا ٢) (جزيره درياچه اورميه)
برزو - علي ميرزا (علي ميرزا ١ ٬ قاراجا قايا) (جزيره درياچه اورميه)
برزين - قوتان قوش (جزيره درياچه اورميه)
بز - گئچي چاي (رودخانه)
بزرگ تپه - گميچي تپه سي (بؤيوك گميچي تپه) (جزيره درياچه اورميه)
بزكش - گئچي قيران
بزگوش- بوز قوش (كوه)
بستان آباد - اوجان
بستور - احمد داشي (قالخانلي) (جزيره درياچه اورميه)
بستور - قالخانلي (احمد داشي) (جزيره درياچه اورميه)
بصيرآباد - ساللاق (سلاخ)
بن - قاشقالي (دوققوزلار ٥) (جزيره درياچه اورميه)
بناشك - قاياجيق (جزيره درياچه اورميه)
بناب - بيناب (شهر)
بناور- امچه لي (شهرستان گرگان)
بندر پهلوي - بندر انزلي (١٣١٤)
بندر شاهپور - خورموسي (١٣١٤)
بندر عباس - عباسي (١٣١٤)
بهبهان - ارجان
بهرام - آق مسته (جزيره درياچه اورميه)
بهرام آباد - خورالي (بندر)
بهرام- طالب آباد (ايستگاه ٣٢ راه آهن شمال)
بهشهر- اشرف (ايستگاه ٦ راه آهن شمال)
بوستان - بساتين
بيژن گرد- بوجنورد
بيلانكوه - بيلانكي (در تبريز)
بيله سوار- بيله سووار

پ


پادار - آياغ ايچي آياق چي(در سقز كردستان)
پرندك- رحيم آباد (ايستگاه راه آهن جنوب)
پشتاب - پشتو
پلدشت – عربلر (ماكو)
پلنگ دژ- عرب لنگ (سقز)
پناده - قان ياخماز (گرگان)
پناه - سيغيناق (جزيره درياچه اورميه)
پنج پيكر - بشيوسقه (بئش يوسقا) (گرگان)
پنهان - قاپاقليجا (جزيره درياچه اورميه)
پهلوي دژ - آق قالا (قلعه)
پيام - يام (ايستگاه يام در راه آهن آذربايجان)
پيرانشهر - خانا
پيشوا - موللا يوردو (ملا يوركو؟) (جزيره درياچه اورميه)
پيشوا - امامزاده جعفر (ايستگاه ٣٠ راه آهن شمال)

ت


تازه ده - سوباتان
تاكستان – سياه دهن (راه قزوين –همدان)
تاله - طالح (ايستگاه راه آهن جنوب)
تبريزق - تبريزه
تبه گوي - گؤي تپه
تخت - ياسسي آدا (ياستي آدا) (جزيره درياچه اورميه)
تختان - ياسسي داش (ياستي داش) (جزيره درياچه اورميه)
تشبال - كوله كلي (جزيره درياچه اورميه)
تك - يالقيز آدا (دوققوزلار ٧) (جزيره درياچه اورميه)
تكاب - تيكان تپه (در آزربايجان)
تلخه رود - آجيچاي (رودخانه) (١٣١٤)
تله زنگ - تله زنج (ايستگاه ٦ راه آهن جنوب)
تنجك - دمير داش (جزيره درياچه اورميه)
تنجه - يئكه داغ (جزيره درياچه اورميه)
تنگ - دارچاي (رودخانه)
تهران- طهران
توس - داش آدا (جزيره درياچه اورميه)
تير - تؤره مه (دوققوزلار ٤) (جزيره درياچه اورميه)
تيكان - تكانلو يئكانلي تيكانلي (سقز)

ث

ثمرين سومئرين

ج


جاريحاني - جئيرانلي
جاغر - چاغر لو چاغيرلي در سقز
جاگر - چاخيرلي
جزيره خر - ائششك داغي (جزيره درياچه اورميه)
جلايان - جالايان (رودخانه)
جمشيدآباد - گاميش آوان (محله٬ تبريز)
جوبند - جووه ت
جودره - آرپا دره سي (آرپادره سي ١) (جزيره درياچه اورميه)
جوزار - آرپاليق (جزيره درياچه اورميه)
جوين - تاپداق (آرپادره سي ٢) (جزيره درياچه اورميه)

ح


حسن آباد كوشك - حسن اووا قاشيق
حكم آباد - هؤهم آوار (تبريز٬ محله)

خ


خاك سفيد – آغ زمي (مرند)
خداآفرين - آرازباري
خدايار - آللاهيار (سقز)
خرسك - ياپاقلي (جزيره درياچه اورميه)
خرم كوشك - خزعليه (خوزستان)
خرمشهر - محمره (١٣١٤)
خروانق - خاروانا
خسرو آباد - خزعل آباد در خوزستان
خلخال - خالخال
خواجه - خوجا
خواجه مرجان - خوجا-موجا
خوزستان - عربستان (١٣٠٢ ٬ پيشنهاد وزارت خارجه٬ بخشنامه ١٧٤٧٥-١٢)
خون چكان - سانگي نولان

د


دائره - الثوره
دازه - داز از آباديهاي گرگان
دانش آباد - داش آتان
درآباد - داراوار
دره سبز - قورد دلييي (دليگه)
دشت آزادگان - بني طرف و حويزه٬ سهل ميسان٬ دست ميسان
دشت گرگان - تركمن صحرا
دشت ميشان - بني طرف و حويزه در خوزستان (١٣١٤)
دشت مينو - بني طرف (خوزستان)
دشت مينو – حاجيلار (گرگان)
دمشقيه - گوموش تپه
دهخوارقان - توفارقان چاي (رودخانه)
دهخوارگان - توفارقان
دي - بوجاقلي (جزيره درياچه اورميه)
ديدگاه - رباط گوزلك در گرگان
ديزه- ديزج خليل (از ايستگاههاي راه آهن آذربايجان)

ر


رامسر - سخت سر (١٣١٤)
رامشير - خلفيه٬ خلف آباد
رضائيه - اورميه اورمو(شهر) (شهرستان) (١٣١٤)
رضي - رزي
رودك- حشمت آباد (ايستگاه ٢٧ راه آهن جنوب)

ز


زابل - نصرت آباد (١٣١٤)
زاغ - قوش قاياسي (كيچيك گمه رداغ٬ گمه رداغ ٢) (جزيره درياچه اورميه)
زال - قاراگؤز (از ايستگاههاي راه آهن آذربايجان)
زاهدان - دزداب (١٣١٤)
زر تپه - ساري تپه (جزيره درياچه اورميه)
زر گنگ - قيزيلجا قايا (قيزيل كنگور ٢) (جزيره درياچه اورميه)
زركمان - قيزيل كنگور (قيزيل كنگور ١) (جزيره درياچه اورميه)
زرينه بالا - يوخاري آلتين (سقز)
زرينه پائين - آشاغي آلتين (سقز)
زرينه رود - جيغاتي چاي
زرينه رود - جغاتو جيغاتي چاي (رودخانه)
زنجان - زنگان
زنگيان - زنگي محلله (گرگان)
زولا رود - زولاچي (رودخانه)
زيار - زيارت (گرگان)
زيرآبه - بايراقلي (ابوالقاسم داشي) (جزيره درياچه اورميه)

ژ

ژاله دووشان تپه

س


سارقيه - ساري قايا
ساقزچي - ساققيزچي
ساماني - سامانلي (جزيره درياچه اورميه)
سبز كوه - كره سي (ژاورد كردستان)
سبزده - قاتانجيق (قوتانجيق؟) (سقز)
سبلان - ساوالان (كوه)
سپيد - آغ داغ (آق داغ) (جزيره درياچه اورميه)
سپيد دژ - آق قالا (قلعه)
ستام - يراق
سراب - ساراب
سربندر - راس الميناء
سرچشمه - باش بولاق (سقز)
سرخ - گؤتورگه (قاناجانا٬ گاناجابا؟ ٢) (جزيره درياچه اورميه)
سردارآباد - باخچاجيق
سردري - زئينال آغاج
سرعين - سرئين
سرلاد - ساللاق (سلاخ) (گرگان)
سروش - قيپليجا (دوققوزلار ٥) (جزيره درياچه اورميه)
سريجه - ساريجا (جزيره درياچه اورميه)
سعدي - باغ مئشه (اردبيل)
سعيدآباد - سئيداوا
سفيد تپه - آغ تپه (كردستان)
سفيد رود - آغ چاي
سفيد رود - قيزيل اؤزه ن
سفيد گنبد - آغ گونبد (بندر)
سقز- ساققيز
سگبان - سيئوان
سلطان آباد - سالتاوار
سلطان داغي - سولطان داغي (كوه)
سلماس - سالماس (شهر)
سلمان كند - سولئيمان كندي (كردستان)
سماق ده - سوماقلو سوماقلي
سميميه رود - تاتائوچاي
سنقر - سونقور
سنگ بران - سام بودان
سنگ كاظم - كاظيم خان داشي (قيرخلار٬ اييدير) (جزيره درياچه اورميه)
سنگان - داشليجا (جزيره درياچه اورميه)
سنگو (سنگر؟) - كنگرلي (جزيره درياچه اورميه)
سه گنبد - سؤيونبت
سوسنگرد - خفاجيه٬ هفاجيه (١٣١٤)(خوزستان)
سي و سه پل - آللاه وئردي خان كؤرپوسو
سياه استخر - قارا گؤل
سياه پايه - قاراقايا
سياه چر - قارا چر قاراچور
سياه چشمه - قارا سو
سياه چمن- قاراچمن (آزربايجان)
سياه چور - قارا چور
سياه دشت - قاراقان قاراغان (سقز)در كردستان فعلي
سياه رود - قاراسو
سياه سنگ - ياسسي ياغلي قارا (ياستي ياغلي قره) (جزيره درياچه اورميه)
سياه كوه - قارا داغ
سياه گل - قارا گؤل گل به معناي استخر(كردستان)
سياه گندم – قارا بوغدا (كردستان)
سياه ناو - قاراناو (سقز)
سياهتپه - قارا تپه (جزيره درياچه اورميه)
سياهاب - قاراسو (ايستگاه ٢ راه آهن شمال)
سياوش - قارا آدا (جزيره درياچه اورميه)
سيمره - كرخه
سيمين دشت - حسن آباد (ايستگاه ٢٤ راه آهن شمال)
سيمين ده - آغ ائولر
سيمينه رود - تاتائوچاي تاتائي (رودخانه)
سيه چشمه - قاراعئين در آذربايجان غربي فعلي نزديك ماكو (ماكي)
سيه رود - قاراچاي

ش


شاد آباد - پينه شالوار
شادگان - فلاحيه (١٣١٤)(خوزستان)
شازند - ادريس آباد (ايستگاه ٢١ راه آهن جنوب)
شام اسبي - شاماسبي
شاه آباد - قوروچاي
شاه آباد غرب - هارون آباد (١٣١٤)
شاهپور - سالماس (شهرستان) (١٣١٤)
شاهي - علي آباد (١٣١٤)
شاهين - سايين قالا (صائين قلعه) (جزيره درياچه اورميه)
شاهين دژ - سايين قالا (شهر) (شهرستان) در آذربايجان
شاهين ده - قوش محله
شبديز - قورشاقلي (بؤيوك گمه رداغ٬ گمه رداغ ٣) (جزيره درياچه اورميه)
شبستر - چؤسته ر (شهر)
شتربان - دوه چي
شرفخانا - شاراوخانا
شمشيران - قيلينج ياغلي قارا (قيلينج ياغلي قره) (جزيره درياچه اورميه)
شه بخش - اسماعيل زائي (طائفه در مكران)
شهداد - فيض
شهرضا - قمشه (١٣١٤)
شهركرد - دهكرد (١٣١٤)
شهنواز - ياراحمدزائي (طائفه در مكران)
شورتپه - دوزلوجا تپه سى (جزيره درياچه اورميه)
شيركوه - قاراوول داغي

ص


صافي رود - صوفو چاي (رودخانه)
صندوقلو - صانديقلي (كوه)
صوفى رود - صوفوچاي
صومعه - سفلي آشاغي سوما
صومعه عليا - باش سوما

ع


عزيز آباد - قالاجيق
علي آباد - قاراآغاج
علي شيخ - آل آشيق
عنصرود - آستاريچاي (رودخانه)
عون بن علي - ائينالي

ف


فرخزاد - عرب اوغلو
فردوس - تون (١٣١٤)
فرزانه آباد - توركان اووا (اوبا)
فندقلو- فينديقلي
قادررود - گودارچاي (رودخانه)
قافلانكوه - قافلانتي

ق


قبله چشمه - قيبله بوداغي در كردستان فعلي
قدس - قاراآغاج
قراداغ - قاراداغ (كوه)
قزل آقاچ - قيزيل آغاج
قلعه رود - قالايچاي (رودخانه)
قوري چاي - قوروچاي (رودخانه)

ك


كاشمر - ترشيز (١٣١٤)
كاكايي بالا - بارينما (يوخاري گولايان داشي) (جزيره درياچه اورميه)
كاكايي پايين - گولايان داشي (آشاغي گوله ين؟ داشي) (جزيره درياچه اورميه)
كاكايي ميانه - سومورقان (اورتا گولايان داشي) (جزيره درياچه اورميه)
كام - قامچيلار (جزيره درياچه اورميه)
كامه - يالاقلي (جزيره درياچه اورميه)
كاميار - قاچان قاچيان در سقز
كاوه - آفشارجيق (جزيره درياچه اورميه)
كاويان - رفيع (بخش از حويزه)
كبودان - قويون داغي (جزيره درياچه اورميه)
كبودان - قوتلو سقز)
كجا آباد - گوجو وار
كرخه - سيمره
كردكوي - كرد محله
كركس - چالاغان (جزيره درياچه اورميه)
كريوه - يومرو (جزيره درياچه اورميه)
كشك سراي - كوشك ساراي
كفچهنوك - قابا داش (دوققوزلار ١) (جزيره درياچه اورميه)
كلاچك - قلعه جقه قالاجيغا قالا چيقا (سقز)در كردستنان فعلي
كلانتر پاپالو- كلانتر پاپالي (روستا)
كلانده - قيلون در سقز
كلخوران - كهرلان
كلسنگ - كئچل داشي (جزيره درياچه اورميه)
كمان - آلتين داش (دوققوزلار ٢) (جزيره درياچه اورميه)
كنارك - آلينجا (دوققوزلار ٣) (جزيره درياچه اورميه)
كندوان - گون دوغان
كوپلان ده - قاپلانلي قاپلانتي قپلانتي در كردستان فعلي (سقز٬ ده)
كوثر - كيوي
كوچك - قوجق قوجوق در كردستان فعلي
كوچك تپه - باييندير (كيچيك گميچي تپه) (جزيره درياچه اورميه)
كوشك - قاشيق (سقز)
كيوي - كوئي (در خلخال)

گ


گچساران - قشلاق
گچساران- قارا گؤل قره گؤلي (نزديك بهبهان)
گرده - چؤمچه داش (جزيره درياچه اورميه)
گرز - عموجانلار (امه جنلر) (جزيره درياچه اورميه)
گرگان - استرآباد (١٣١٤)
گرمسار- قيشلاق (ايستگاه ٢٧ راه آهن شمال)
گريوك - گديك تپه (گدوك تپه ١ ٬ گودوك تپه؟) (جزيره درياچه اورميه)
گل خيزان - قليان قالبان در سنندج
گل قاسم - قول قاسيم
گلزار بالا- يوخاري قوزولو قوزلو (سقز)
گلزار پائين – آشاغي قوزلو (سقز)گلشن- گلين (سنندج)
گلشن - گلين در كردستان فعلي
گلگون - توخسون (قاناجانا٬١ گاناجابا؟ ١) (جزيره درياچه اورميه)
گلمانخانه - گولمانخانا (بندر)
گمناب - كؤمورچايي (رودخانه)
گندمان- طاهير بوغدا (سقز)
گوشه - قوشا
گوميشان- گوموش تپه (گرگان)
گيو گؤيجه آدا (جزيره درياچه اورميه)

ل


لاهرود - لاري
لاوان - شيخ شعيب

م


مازندران - خزر
مازيار- حاج علينقي (گرگان)
ماغ - قارينجا (جزيره درياچه اورميه)
ماكو - ماكي
مامك بالا - يوخاري ماماق مامق عليا در سقز
مامك پائين - آشاغي ماماق
ماه شهر- معشور
متعلق - موتالليق
محمدآباد - دره گز
مراغه - ماراغا (شهر)
مرجان خواجه - موجا خوجا
مردق - موردوچاي (رودخانه)
مردي رود - موردوچاي
مركيد - مئركيت (جزيره درياچه اورميه)
مسجد كبود- گؤي مچيد
مشت عثمان - عوثمان يومروغو - (جزيره درياچه اورميه)
مشك آباد - ايبراهيم آباد (ايستگاه ١٨ راه آهن جنوب)
مشكين - كمرداغ (گمه رداغ ١) (جزيره درياچه اورميه)
مشگين شهر - خيوه (خياو) خيياو خييو خييوو
مغان- موغان
ملكان- مليك كندي (شهر)
مهاباد - ساوجبلاغ ساووجبولاق ساووج بولاغ بولاق سويوق بولاق سووش بولاق (شهر) (مكري) (شهرستان)
مهابادچاي - چوميسا بولاغي (رودخانه)
مهديس - چاناق قايا (جزيره درياچه اورميه)
مهر - قاينارجا (بؤيوك شاه سرانلو) (جزيره درياچه اورميه)
مهرآباد - مئهراوان
مهران رود - مئيدان چاي (رودخانه در تبريز)
مهران؟سهران؟ - قاناجانا (گاناجابا؟٬ قاناجانا ٣) (جزيره درياچه اورميه)
مهرداد - ايري داش (جزيره درياچه اورميه)
مهمان دوست - قوناق قيران
مهوار - يارماقلي (جزيره درياچه اورميه)
مياب- مييو
مياندوآب- قوشاچاي(ايكي سو) (شهر)
ميانه - اوهون (جزيره درياچه اورميه)
ميانه - ميانج مييانا ميانجي در آذربايجان
ميدان - ائششك مئيدانلار (ايشك ميدانلار) (جزيره درياچه اورميه)
ميدان جوق چاي - مئيدانجيق چاي (رودخانه)
ميدان قطب- قورد مئيداني
ميشاب - ميشوو
ميشوداغ - ميشوو داغ (كوه)

ن


نئور - نوئور
ناخدا - گميچي آداسي (گميچي ١) (جزيره درياچه اورميه)
ناديد - آداجيق (جزيره درياچه اورميه)
نازلو رود - نازليچاي (رودخانه)
ناهيد - دانالي (دانالو) (جزيره درياچه اورميه)
ناهيد - نجف آباد (ايستگاه راه آهن جنوب)
ناوبان - قاپساق (گميچي ٢) (جزيره درياچه اورميه)
ناوي - قوشاجالي (گميچي ٣) (جزيره درياچه اورميه)
ناويان - دليكلى آدا (جزيره درياچه اورميه)
نزار - آرخ در گرگان
نقده - سولدوز (شهرستان)
نقره تپه - گوموش تپه-گوميشان
نقره تپه - گوموشان
نقره ده - آغ مچيد
نه گانه - دوققوزلار (دوققوز آدالار) (جزيره درياچه اورميه)
نهان - گيزلينجه (جزيره درياچه اورميه)
نهفت - ساخليجا (جزيره درياچه اورميه)
نوذر- احمدآباد (ايستگاه ١٠ راه آهن جنوب)
نوشهر - ده نو (١٣١٤)
نوشين دره - موشون دره سي
نيستان - قاميشلي در كردستان فعلي(نزديك سنندج)
نيكجه - يئنگيجه

ه


هادي شهر - گرگر
هرزند - هولاكو (از ايستگاههاي راه آهن آزربايجان)
هزار بركه - بين گؤل مين گول
هشترود - سر ايسكند ساراس كند
هفت چشمه - يئددي گؤز كؤرپوسو (پل٬ اردبيل)
هوزگان - حويزه (بخش)
هويزه - حويزه در خوزستان فعلي

و


ورجوي - وروئي (اردبيل)
ورجوي - وروئي (در مراغه)
ورسك - عباس آباد (ايستگاه ١٨ راه آهن)
وشمگير- پيشيك محلله (گرگان)
ويلا درق - ويله دره

ي


یارگل – یورقل يورغول در سقز