Tuesday, November 07, 2006



«اَورین» یک کلمۀ اصیل ترکی است.

اورین مقدم

مدیر اجرایی محترم هفته نامه اورین، جناب آقای اسدلو

با سلام و عرض خسته نباشید ـ در مورد مقاله چاپ شده در شماره چهارم با عنوان آتشفشان اورین به قلم آقای مهندس فهمی کارشناس ارشد زمین شناسی، خواهشمند است انتقادیه زیر که نقدی است بر بخشی از نوشته‎ی ایشان به اطلاع خوانندگان علاقه مند به کوه سرفراز اورین و هفته نامه اورین رسانده شود.

مهندس فهمی را از روی نوشته های پربار کارشناسانه و دلسوزانه شان در نشریات شهرمان می شناسم و به خاطر علاقۀ شدیدشان به شهر زیبا و مظلوممان، ایشان را تحسین کرده و آرزوی نیکروزی برایشان دارم. لذا در مورد پاراگراف اول مقاله شان، درج توضیحاتی را برای استفاده ایشان و همچنین همشهریان خوانندۀ هفته نامه اورین خالی از لطف نمی بینم.

در پاراگراف اول چنین آمده است : «کوه آتشفشانی اورین یا اگرین خوی : آگرین کلمه کردی می باشد که معنی فارسی آن عبارت است از آتشباران که بعداً به آورین و اورین تغییر یافته است. مسلماً انسانهای اولیه این کوه را در حال آتشفشانی دیده اند که به این نام معروف شده است.»

متأسفانه در سالهای گذشته در مورد یافتن وجه تسمیه اسامی مکانهای جغرافیایی در آذربایجان به دو دلیل، اشتباهات عمدی و سهوی فراوانی صورت گرفته است : 1- سیاستهای شوونیستی رژیم منحوس پهلوی و سیاستهای تُرک ستیزی در طول آن سالها 2- عدم آشنایی علمی اکثر صاحب نظران آن دوران با زبان مردم آذربایجان که همان ترکی آذربایجانی است.

در اجرای همین سیاستهاست که ریشه نام «خوی» یک روز از زبان پهلوی، روز دیگر از زبان کردی و حتی از زبان ارمنی دانسته می شود و حتی به عنوان یک نظریه نیز که شده در زبان ترکی برایش ریشه یابی نمی کنند! حال آنکه امروزه با سپری شدن آن دوران تاریک و قوم گرایانه، فرزندان این بوم و خاک قلم به دست گرفته و تاریخ خود و به تبع آن وجه تسمیه اسامی مکانهای جغرافیایی سرزمینشان را آنگونه که هست (نه آنگونه که عده ای می خواهند باشد) می نویسند. فرزندانی چون مرحوم پروفسور زهتابی. این مورخ شهیر آذربایجان در مورد نامهای جغرافیایی در کتاب ارزشمند خود می نویسد : « ملتها، طوایف و مردمان، محیط و مکان زندگانی، سرزمین و نیز کوهها، دره ها، رودها، دریاچه ها، جنگلها و ... مناطق خود و همچنین روستاها، قلاع و شهرهایی که خود به دست خویش پی ریزی می کرده اند را با کلمات زبان خویش نام می نهادند و می نهند.» (تاریخ دیرین ترکهای ایران ـ ص 33)

بنابراین برای یافتن وجه تسمیه یک مکان جغرافیایی باید که در تاریخ و خصوصاً در زبان مردمان آن دیار غور و تفحص نمود.

اسناد و مدارک علمی باستانشناسی به قطعیت حکم می کنند که از اعماق تاریخ تا بدین روز در سرزمین آذربایجان و به تبع آن در خوی، تنها مردمان التصاقی زبان زندگی کرده اند و هیچ گاه سامی زبانان و نیز هند و اروپایی زبانان نتوانسته اند در این منطقه ساکن شوند. لذا سعی عده ای برای یافتن ریشه های اسامی جغرافیایی این مناطق در زبانهای هند و اروپایی (فارسی، کردی، ارمنی و ...) و حتی زبانهای سامی (عربی، آشوری، عبری و ...) امری است کاملاً بیهوده و بی نتیجه.

در مورد التصاقی زبانان نیز این مطلب اضافه گردد که زبان آنها، پدر زبانهای امروزی ترکی، فنلاندی، منچوری، کُره‎ای و ... بوده است و اقوام تاریخی سومر، ایلام، هورری، ماننا، ماد و ... منسوب به این گروه زبانی هستند. (برای مطالعه ر.ک ایران تورکلری‎نین اسکی تاریخی (تاریخ دیرین ترکهای ایران) ـ پروفسور محمدتقی زهتابی ـ تبریزـ 1377)

نام کوه اورین داغ نیز از این قاعده مستثنی نیست. اینکه از کدامین زمان این کوه سر به فلک کشیده بدین نام خوانده شده، معلوم نیست. در منابع آشوری در شرح حملات سارگون دوم پادشاه آشور به آذربایجان و خوی، از عبور قشون آشوری از درۀ قوتور که در میان دو کوه «آرسابیا» و «ائرتیا» واقع شده، سخن رفته است. (همان ـ ص 343) با توجه به اینکه در سمت شمالی درۀ قوتور، بزرگترین کوه، اورین داغ می باشد، احتمال دارد که یکی از دو نام فوق به آن اطلاق شده باشد. (البته این تنها احتمال است و شاید نیز یکی از این نامها به کوهی مابین اورین داغ و درۀ قوتور اطلاق می شده است.) کلمۀ «ائرتیا» همان «اََرَت» می باشد که در ترکی به معنی کوه است. (همان ص 196) و نشانه ای است از تمدن بزرگ «اَرَتته» در مناطق غربی آذربایجان در حدود 5000 سال پیش که به وسیلۀ اقوام هورری بنا نهاده شده بود و از آن به عنوان یکی از بزرگترین و اولین تمدنهای بشری در منابع نام برده می شود و این افتخاری است برای خوئیان که پدرانشان صادرکنندگان تمدن به کشورهای منطقه حتی تا مصر بوده اند.

کلمه اَورَن ƏVRƏN در زبان ترکی به معنی «بزرگ» و «دنیا» بکار می رود و کلمه اَورَنسل ƏVRƏNSƏL (جهانی) نیز از آن ساخته شده است. در کتاب دده قورقود که شامل مهیج ترین و اصیل ترین حماسه های فولکولوریک جهانی است و حوادث آن در آذربایجان روی می دهد، پهلوانی «اورن» نام دیده می شود که معنای آن اژدها است که خود بزرگ بودن را تداعی می کند. (دده قورقود، ح . م . گونئیلی) از طرف دیگر کلمه آورین ـ اَورین شباهت آوایی با کلمه «آغری» دارد. (نام ترکی کوهی که به اشتباه آرارات نامیده می شود.)

با در نظر گرفتن موارد بالا، می توان گفت که اورین همان اَورَن ƏVRƏN است که در اثر تلفظ طولانی به صورت اورین ƏVRİN در آمده و اورین داغ به معنی کوه بزرگ و با عظمت می باشد که با توجه به عظمت آن، نامی بسیار شایسته و درخور می باشد. طرفه آنجاست که یکی از بنیانگذاران مکتب اخی لیک در امپراتوری عثمانی یک خویی به نام «اخی اَورن» است. و این از علاقه چندین صدساله خویی ها به این کوه باشکوه حکایت دارد.

این نکته نیز اضافه گردد که در صورت انجام اکتشافات باستان شناسی در منطقه و بدست آمدن اسنادی که بتوان از روی آنها به زبان اقوام قدیم آذربایجان یعنی هورری ها، قوتتی ها، لوللوبی ها، مانناها و مادها دست یافت، معنای دقیق و حتمی اورین بدست خواهد آمد. ولی آنچه که تا به امروز بر اساس داشته های باستان شناسی و زبان شناسی می توان گفت آن است که «اورین» مطمئناً یک کلمه التصاقی (پدر زبان ترکی امروزین) است و ریشه یابی برای آن در زبانهای مردمانی که تا چند صد سال پیش در این مناطق حضور نداشته اند، امری کاملاً غیر علمی به شمار می رود.

در مورد مطلب نقل شده در مقالۀ مزبور نیز باید گفت که به طور حتم آتشفشان اورین چند صد هزار سال پیش، خاموش گردیده است و اینکه بگوئیم انسانهای اولیه اورین را در حال آتش فشانیدن دیده اند و به آن این نام کُردی را نهاده اند، امری بس خنده دار خواهد بود. چرا که از حضور کردها به اذعان خودشان در منطقه (و نه آذربایجان) بیش از دوهزار و اندی سال نمی گذرد. (حال چگونه انسانهای اولیه منطقه شده اند، الله اعلم )

در پایان، از آقای فهمی که سعی وافری در شناساندان پتانسیل ها و زیباییهای خوی دارند، تشکر می کنم و با ایشان هم آرزو می گردم برای روزی که کوه سرافراز اورین و شهر در آغوش قرار گرفته آن به جایگاهی که واقعاً شایسته بزرگی و عظمت است، برسد.


*تاریخ نگارش : 25/2/81

** این نوشته در شماره ۵ هفته نامه اورین خوی چاپ شده است.



ملاحظاتی در باب وجه تسمیه شهر خوی
مدیر محترم وبلاگ «گروه بارانی‌ها»

نوشته جالبتان در مورد غذاهای دستپخت کدبانوهای خویی را خواندم. (حرارت سفره خویی‌ها) مطلب جالب و بدیعی بود. از این بابت دستتان درد نکند.

منتهی توضیح نکته مهمی را خالی از فایده ندانستم. در آخر نوشته آورده‌اید که : «خوی در لغت به معنی نمك است و به علت وجود معادن نمك در اين ناحيه، اين نام بر اين سرزمين اطلاق می شود. شهرستان [خوی] كه در آذربايجان غربی قرار گرفته است، دارای آب و هوايی نسبتا سرد است. اين شهرستان يكي از مناطق قديمیايران بوده و ساكنان اوليه آن از اقوام ماد هستند.»

بحث بر سر وجه تسمیه اسامی بلاد و کلاً اماکن جغرافیایی امر تازه‌ای نیست و کاری است که در تمامی دنیا به شکل علمی انجام می شود و کار پسندیده ای نیز شمرده می شود.

اما در کشور ما و خصوصا در طی هفتاد ـ هشتاد سال گذشته این امر آن حالت صرف علمی خود را از دست داده و موردی برای اثبات فزون خواهی ها و برتری طلبی های عده‌ای از هموطنان گشته است. در این باره در جوابیه ای که در مورد وجه تسمیه کوه اورین در هفته نامه اورین خوی چاپ کرده ام بیشتر توضیح داده ام و فی الحال نمی خواهم وارد آن بحث شوم. می توانید آن مطلب را در آدرس زیر مطالعه فرمایید :

http://xoyaz.blogfa.com/post-24.aspx

وجه تسمیه «خوی» نیز متاسفانه از این تنگ نظری ها بر کنار نمانده است.

1. ارامنه که ادعاهای ارضی آنان بر این بخش از سرزمین آذربایجان اظهر من الشمس است و در اوایل قرن بیستم میلادی نیز برای رسیدن به اهداف شومشان بیش از دویست هزار نفر از مسلمانان اورمیه، سلماس و خوی و سولدوز و ... را قتل عام کردند، مانند بسیاری از اسامی جغرافیایی آذربایجان، خوی را نیز کلمه‌ای ارمنی می دانند به معنی قوچ. البته پاسخ آنها را جناب مهدی آقاسی در تاریخ خوی داده اند . چرا که خود ارامنه این شهر را در طول تاریخ «هیر» نامیده‌اند و همین مؤید این مطلب است که واژه «خوی» ریشه در زبان ارمنی ندارد، چرا که اگر داشت لااقل باید خودشان آن را به کار می‌بردند.

2. دستگاه رسمی دولتی در دوران پهلویها ـ با افکار کاملاً شوونیستی فارسگرایانه ـ و به تبع و تاثیر آنها جناب آقاسی مؤلف کتاب ارزشمند «تاریخ خوی» ریشه این کلمه را در زبان پهلوی، فارسی و کردی جستجو کرده اند و عنوان نموده اند که خوی واژه ای است به معنی نمک. حال آنکه صرف وجود کلمه ای مشابه «خوی» در زبان فارسی دلیل آن نمی‌شود که ما ریشه نام شهر خوی را از آن بدانیم. بلکه باید این واقعیت با سایر واقعیتهای منطقه ای نیز همخوانی داشته باشد. (توجه شود که در سطح کره خاکی نقاط متعددی وجود دارند که نام آنها تشابه لفظی با نام خوی دارد، حال آنکه هیچ ارتباط و پیوند تاریخی ـ فرهنگی مابین آنها و خوی وجود ندارد.) اینکه آیا ملل فارس زبان و کرد زبان در برهه ای از تاریخ در این سرزمین سکونت داشته اند که اینجا را با نامی منبعث از زبان خود نام دهند، مساله ای است که تا به حال از سوی مورخین بی‌غرض تایید نشده است. درست است که زبان فارسی از قرون پنجم و ششم در آذربایجان در کنار زبان عربی به عنوان زبان ادبی به کار گرفته شده است، ولی این بدان معنی نیست که مردم آذربایجان نیز به زبان فارسی و یا یکی از منشعبات آن ـ مثلاً کردی ـ سخن می گفته اند. مساله دیگر آنکه همان واژه ای که در زبان فارسی معنی نمک می دهد و در شاهنامه فردوسی نیز با مفهوم عرق تن آمده است در اصل دارای تلفظی شبیه خَی khay است نه khoy و بعدها در سده های اخیر به صورت خوی khoy تلفظ می شود.

مساله دیگر آنکه حتی امروزه نیز نام مکانی را نمی توان یافت که «نمک» و یا هم معنی آن باشد. شاید بتوان اسامی مرکبی را یافت که واژه نمک و دوز و سلت و ملح و ... در آنها باشند ولی اینکه نام یک منطقه جغرافیایی را فقط «نمک» یا معادل آن بگذارند امری بعید و بی‌بنیان به نظر می رسد.

ریشه‌یابی نام خوی در واژه فارسی ـ پهلوی «خَی khay » چنان بی‌اساس بود که جناب دکتر محمدامین ریاحی مؤلف محترم کتاب «تاریخ خوی» ـ که دارای تمایلات بسیار تند ناسیونالیستی فارسگرایانه است و از دوستان جناب محمود افشار که از پایه گذاران ایدۀ یکسان سازی ملل مختلف ایرانی در دوره رضا شاه بوده است ـ در کتاب خود زیاد بر روی آن اصرار نورزید و به دنبال پیشنهاد و جایگزین بهتری گردید.

3. جناب آقای صدرایی خویی در کتاب سیمای خوی نیز پیشنهاد دیگری برای ریشه یابی کلمه خوی ارائه دادند و آن این بود که آن را مأخوذ از کلمه «قویون ـ قوی» ـ در ترکی معنی میش و گوسفند می‌دهد ـ دانستند که با توجه به ترک تبار و ترک زبان بودن مردم شهر خوی پیشنهاد جالبی بود.

منتهی ذکر نام خوی از همان سالهای آغازین دوره اسلامی به همین شکل فعلی آدمی را بر این می دارد که ریشه کلمه خوی را در زبانهای مرده قبل از میلاد جستجو کند. کاری که دکتر ریاحی و بعدها جناب نصیری ـ در کتاب خوی در گذر زمان ـ بر روی آن کار کردند، هر چند که به نتیجه قطعی نرسیدند.‌

ذکر واژه «اولخو» و «حویه‌وه» در سال‌نوشته‌های آشوری، نیز «حویله» در کتاب مقدس و مطابقت تقریبی محل آنها با همین شهر و منطقه خوی لااقل نشان دهنده این است که باید برای نام خوی ریشه یابی دقیقی صورت گیرد. در کتاب «خوی در گذر زمان» گرچه در حدود 12 صفحه در مورد نام خوی بحث شده است ولی با وجود مطالب زیبا و کارآمد در نهایت برای واژه خوی معنای مستقلی عنوان نشده است. این هم چندان دور از انتظار نبوده است. چرا که تا زمانی که کاوشهای باستان شناسی در منطقه ما صورت نگیرد و آثار مکتوب از آن دوران به دست نیاید و زباندانانی بی طرف به مطالعه آنها ننشینند همچنان نام خوی در هاله‌ای از ابهام خواهد ماند. (چنانکه کسروی نیز به این موضوع وقوف داشته است.)

اما بنده می خواهم به این مداخلی که در بالا عنوان شدند مدخلی نیز بیفزایم.

عید نوروز امسال جزوه ای از سوی شهرداری خوی منتشر شد که در گوشه ای از آن در مورد وجه تسمیه خوی مطلب تازه ای نوشته شده بود. اینکه کلمه «خوی» مفهوم «چوخور» را می رسانَد و این با صفتی که همگی‌مان برای این منطقه به کار می بریم همخوانی دارد. خویی ها خوی را «خوی چوخورو» می نامند معنی آن نیز دشتی است که از مناطق همجوار پایین تر است. با پرس و جویی که کردم معلوم شد که گویا در زبان سومری ـ که به عنوان اولین بانیان تمدن بشری و نیز اجداد ترکان امروزی شناخته می شوند ـ این واژه وجود دارد و به این معنی به کار می رفته است.

از سوی دیگر ما با دو اسم مشابه به لفظ «خوی» نیز مواجهیم : یکی «خییوو» (نام اصلی شهر مشکین شهر) و دیگر «خیوه» (در ترکستان ـ ازبکستان) جالب آنجاست که آخرین یافته های دانشمندان باستان شناس و مورخین نشان می‌دهد که اقوام سومری از آسیای میانه (ترکستان) با گذر از سرزمین آذربایجان به منطقه بین النهرین رفته اند و در طول این مدت مهاجرت، سالها در آذرباجان رحل اقامت افکنده اند و بسیاری از آنها نیز برای همیشه در آذربایجان ماندگار شده‌اند.

با در نظر گرفتن اینکه منطقه تمدن خیز «آراتتا» ـ مذکور در کتیبه های سومری ـ با منطقه خوی و کلاً غرب آذربایجان و شرق آنادولو منطبق می شود، احتمال اینکه نام «خوی» یک کلمه سومری (پروتو ترکی) به معنی سرزمین و دشت کم ارتفاع و پست بوده باشد زیاد است. در این مورد تحقیقات بنده ادامه دارد.

سخن آخر اینکه متاسفانه بسیاری از دوستان و همشهریان تبعات سیاسی ـ اجتماعی زیانبار اظهارنظرهایی از قبیل مورد اخیر را اصلاً در نظر نمی گیرند. در حالی که چشم بسیاری به دنبال این آب و خاک است و این را همه روزه در نقشه‌های منتشرۀ بلندپروازانه و خطرناک آنها می بینیم، لازم است عزیزان در نوشته‌های خود قدری دقت به خرج دهند و سخنی نگویند که بی انصافانه مورد بهره برداری و سوء استفاده برخی ها قرار گیرد.

اما در مورد اجداد خویی ها و آذربایجانی ها و ساکنان اولیه این سرزمین نیز اشاره داشته اید به نام قوم «ماد». ولی این نیز با حقایق تاریخی همخوانی ندارد. متاسفانه در دوره پهلوی و به تبع آن بعد از آنها نیز اینگونه عنوان می شد که گویا تاریخ این سرزمین از 2500 سال پیش و با حضور اقوام به اصطلاح آریایی شروع می شود و چنین قلمداد می گشت که این سرزمین قبل از این تاریخ دارای تمدنی در خور توجه نبوده است. حال آنکه تحقیقات دامنه دار مورخین بی غرض و در راس آنها مرحوم پروفسور زهتابی پرده از این اقدامات شوم برداشت و حقایق بسیاری را روشن ساخت. بر این اساس قبل از حضور و شکل گیری اقوام ماد ـ که انتساب آنها به اقوام به اصطلاح آریایی نیز پایه و بنیان درستی ندارد ـ در سرزمین آذربایجان اقوام متمدن و دوران سازی چون هیتی‌ها، هورری ها، قوتتی ها، لولوبی ها، اورارتوها و مانناها زندگی و حکومت می کرده اند و امروزه در آذربایجان هر جا را می کنند فقط و فقط نشانه از تمدن آنها می یابند و بس.

لذا باید اذعان کرد که سرزمین آذربایجان و خوی به عنوان گوشه ای از آن دارای تاریخی بیش از هفت هزار سال است و باید با افتخار و غرور اضافه کرد که اجداد آذربایجانیان امروزی در شکل گیری و رشد تمدن های نامدار جهانی سهم بسزایی داشته اند که این نقش به مرور زمان و با کشفیات جدیدتر روز به روز عیان‌تر می شود.