Tuesday, November 18, 2008

سوغورلو (تخت سليمان)، ريشه شناسي و وجه تسميه آن



سوغورلو Suğurlu
تخت سليمان


نامهاي تركي شهرها و اماكن جغرافيائي آزربايجان و ايران، ريشه شناسي و وجه تسميه آنها

مهران بهاري

شنبه، ١٥ نوامبر- ٢٠٠٨
ائلگون، اولو سويوق آيي، سيچان ايلي
Elgün, Ulusoyuq ayı, Siçan ili


http://toponimler.blogspot.com/

سوغورلو Suğurlu
تخت سليمان


در دامن سبز و وسيع دره "ساروقSaruq " (نك. ساروق) در ميان كوههاي آتشفشاني "آلاداغAladağ " در جنوب غربي آزربايجان، در شمال شهر "تيكان تپهTikantәpә " (نك. تيكان تپه-تکاب) و در جنوب شرقي درياچه "اورموUrmu " (نك. اورمو-اروميه) بر بالاي تپه "سوغورلوSuğurlu "، محوطه جهاني و مجموعه تاريخي "سوغورلو" واقع شده است که در زبان فارسي موسوم به "تخت سليمان" مي باشد.

سوغورلو (تخت سليمان) و مجموعه آثار باستاني و تاريخي آن يكي از مهمترين و مشهورترين مراكز تاريخ و تمدن آزربايجان و يکي از نمادهاي باشکوه معماري آزربايجاني محسوب مي‌شود. در اين مجموعه تاريخي كه داراي ارزش سمبليك مهمي است، بقاياي آثاري از دوران ماقبل تاريخ، دولت و تمدن ماننائي (اولين دولت آزربايجاني)، تاريخ سامي-عبري-مسيحي، عهد ماد و اشكاني (هر دو با تباري مناقشه دار)، سازه هاي مربوط به دوره ايراني-ساساني-زردشتي و تمدن توركي-موغولي-ايلخاني موجود است. طراحي آتشكده، قصر و طرح كلي‌ محوطه بر ايجاد و گسترش معماري اسلامي تاثير گذاشته است. در اطراف سوغورلو (تخت سليمان)، ايسسي سوها (آب گرم‌ها)، قاينارجاها (چشمه هاي جوشان) و بولاق هاي سردي (چشمه‌ها) وجود دارند كه بسيار جالب توجه اند. درياچه اسرار آميز "بوركو Bürkü" و شكاف بزرگي كه در اثر زلزله پديد آمده، از ديگر نكات ديدني سوغورلوق (تخت سليمان) است.

كليه آثار اين مجموعه كه در سال ١٣٨٢ در فهرست ميراث جهاني يونسکو به ثبت رسيد، بر روي يك بلندي طبيعي به ارتفاع ٢٠ متر از سطح دشتي گسترده و درون حصار و ديواري بيضي شكل بنا شده است. حصار از سنگ‌هاي لاشه‌اي به ابعاد مختلف و به ضخامت ٥ متر، ارتفاع ١٤ متر و با محيط بيروني ١٢٠٠ متر بنا شده است. لايه بيروني حصار از سنگ‌هاي تراش‌دار نما‌سازي شده و داراي ٣٨ برج دفاعي مخروطي شكل است. برخي از آثار مجموعه مانند زندان مربوط به دوره ماقبل تاريخ، ماننائيها، دوره مادها، پايه ديوارها از دورة اشكاني و حصار بيروني متعلق به عهد ساساني است. بخش‌هايي از اين محوطه در قرن سيزدهم ميلادي در دوره آباقاخان، دومين پادشاه امپراتوري ايلخاني و برادر زاده هلاكوخان مرمت شد، پاره‌اي از قسمت‌هاي فرو ريخته بازسازي گرديد، دروازه جديدي در مجاورت دروازه جنوبي عهد ساساني احداث و قصر، عمارت، سالن شورا، ايوان (شرقي)، ساختمانهاي هشت و دوازده ضلعي و شهركي صنعتي در کنار آن بنا شد. (امراي مغول هيچكدام از آثار پيش از خود را تخريب نکردند و ساختمان هاي خود را در کنار و يا بر روي اين آثار قبلي بنا نمودند). تاكنون قسمت‌هاي مختلف بافت صنعتي شهرك ايلخاني ‌سوغورلو (تخت‌سليمان) مانند بازار، كارگاه، حمام و خانه مسكوني شناسايي شده اند. پس از انجام تعميرات وسيع و چشمگير و احداث بناهاي جديد، از اين مكان مدتي بعنوان پايتخت تابستاني، كاخ شكار و تفرجگاه امپراتور ايلخاني استفاده شده است.

ريشه شناسي

سوغورلو نام قديمي و تركي محوطه اي تاريخي در آزربايجان است كه در زبان فارسي تخت سليمان ناميده مي شود. اين نام به معني محلي كه در آن سوغور فراوان وجود دارد و يا زميني كه از قابليت سوغور كردن برخوردار است مي باشد:

١- سوغورSuğur : نوعي از خرگوش شبيه مارمولك كه از پوست آن براي ساختن كت باراني استفاده مي شود از تلفظهاي اين كلمه در زبانهاي توركي: سوغور (قاراخاني)، سووير (تاتاري)، هيوير (باشقيري)، سيغيرغان (نوعي موش)، سئوئر (چووواشي)، (در تركي معاصر تركيه: آدا تاوشاني، به عربي الوبر). در تركي قديم "سوغورلوق تاغ Suğurluq Tağ" به معني كوهي پر از سوغورها بوده است (كاشغري). "سوغورلو" معادل سوغورلوق تركي قديم بوده و به معني محلي كه در آن سوغور فراوان مي باشد است. ("سوغور" را نمي بايست با "سغر" كه به معني نوعي خارپشت كلان است اشتباه نمود. گرچه نام اين حيوان نيز كه به اشكال اشغر، اسغر، سغرمه، سغرنه، سکرمه، سکرنه، سَكَر، سُكَر نيز ثبت و در لغتنامه هاي فارسي به صورت کرپي کوهي، روباه ترکي، ارمجي کوهي، خورکاي جبلي معني شده، تركي است).

٢-در تركي كلمه ديگري به شكل "سوغورSoğur " از مصدر "سوغورماقSoğurmqa " به معني گرفته شدن آب توسط زمين وجود دارد. "قوم سوو سوغوردوQum suv soğurdu " (شن آب را در خود كشيد، جذب كرد)، "اول قوروت سوغوردوOl qurut soğurdu " (او آب كشك را بيرون كشيد)، با گسترش معني به معني بيرون كشيدن. در اين معني با فعل "سييرماقSıyırmaq " در هم آميخته شده است. مانند بيرون كشيدن شمشير از غلاف، تير از زخم و يا مو از شير. فرمهاي گوناگون آن: سوغور Soğur، سوور Suvur، سور Sur، سوير Suir، سووير Suwir. از همين ريشه اند مصادر سوغالماقSoğalmaq به معني فرو رفتن آب بر زمين و خشك شدن آن و سوغالتماقSoğaltmaq به معني خشك كردن آب. (فرهنگ لغت تركي به فارسي سنگلاخ، تاليف ميرزا مهدي خان استرآبادي منشي نادرشاه افشار). اين مصدر در زبانهاي ادبي و لهجه هاي معاصر تركي آزربايجان و تركيه هنوز رايج است. مثلاً در شهر باهار آزربايجان (نك. قاراتكين-بهار) Soğolmaq يعني خشك شدن آب چيزي (وقتي گوشت را براي كباب كردن روي آتش قرار مي دهند و پس از مدتي آب آن در اثر حرارت از بين مي رود مي گويند اَت سوْغوُلدوُ Ət soğuldu يعني آب گوشت زايل و كشيده شد). بنابر اين ريشه شناسي، "سوغورلو" مركب از "سوغور+-لو" بوده و به معني محل و زميني كه قابليت جذب آب را داراست مي باشد، به سياق "گئچه رليGeçәrli " (گئچ.+-ه ر+-لي) به معني چيزي كه قابليت تداول داشته و معتبر است.

٣-از سه شهر تركان قومان (قيپچاق) در ساحل رود دونه چ يكي نيز "سوغور" نام داشته است. محتملا اين نام در ارتباط با معني دوم سوغور است.

٤-"سوغور" به عنوان نام شخص نيز بكار رفته، چنانچه نام يكي از سرفرماندهان تركان قومان بوده است.

وجه تسميه:

در متون تاريخي از اين منطقه به نام "ستورليق" ياد و به ريشه تركي آن اشاره شده است: "مستوفي از محل مذكور كه در زمان او در ناحية ايج رود (در متن انجرود) واقع بوده است ياد مي‌كند و مي‌گويد در اين ولايت قصبه‌اي است كه مغول آن را "ستوريق" مي‌‌خوانند و بر سر پشته‌اي است. پس از آن از سراي و چشمة جوشان سخن به ميان مي‌آورد. سپس مي‌افزايد كه اباقاخان آن سراي را عمارت كرد (آثار كاخ آباقاخان در كاوشهاي باستان‌شناسي به دست آمده است). كلمة "ستوريق" در نزهه‌القلوب محرف "سغورليق" يا "سوغورلوق" است كه در زمان مغول به اين محل اطلاق مي‌شد و از ييلاقهاي معروف ايلخانان بوده است و امير ارغون گنجهايي در آن نهاده بود... اين كلمه تركي مي‌نمايد، ولي استعمال آن از دورة مغول است" (مقاله آذربايجان، عباس زرياب خويي)

نام سوغورلو به سبب وفور نوعي از خرگوش در اين ناحيه و به احتمالي كمتر به سبب نوع خاك آن محوطه كه قابليت جذب آب فراوان را داشته به آن داده شده است.

ريشه شناسي و وجه تسميه هاي نادرست

١-هرچند نام خود محل آتشكده و كوههاي مجاور آن در كتب بسيار قديمي ذكر نشده اند، با اينهمه بسياري از نخستين نامهائي كه براي آنها ذكر شده تركي اند. اما منابع فارسي و دولتي نه تنها نام محل مذكور را با عبارت فارسي "تخت سليمان" عوض نموده اند، بلكه اغلب پديده هاي مربوط و پيرامون آن مانند تپه، كوه، چشمه و شهرك و ..... را نيز "تخت سليمان" ناميده اند. در حاليكه هر كدام از اين پديده هاي جغرافيائي و طبيعي داراي نام مشخص تركي است:

-سوغورلوSuğurlu (سغورلق): نام تركي تپه هائي كه به فارسي تخت سليمان ناميده مي شوند.
-آلاداغAladağ (الاطاغ): كوههاي اطراف سوغورلو كه امروزه به فارسي تخت سليمان ناميده مي شوند. اين منطقه به همراه قاراداغ (با نام فارسي سياه كوه عوض شده است)، قرارگاه تابستاني آباقاخان بوده است.
-بوركوBürkü (بركه): چشمه ژرف و جوشان مجاور سوغورلو (تخت سليمان). از ريشه بوركBürk (مصادر بوركمه كBürkmәk و بوركورمه كBürkürmәk به معني جوشيدن و فوران كردن آب، پاشيده شدن آب، ريزش بسيار شديد آب در حين باران است).
-آباقاAbaqa (آباقا ايلخان): شهرك صنعتي و كاخ دوره ايلخاني. كلمه اي مغولي به معني پدربزرگ و عمو، از ريشه تركي "آبا" به معني جد، پدربزرگ، مادربزرگ، .... به علاوه پسوند تركي "-قا" كه به ندرت بكار رفته است (مانند كلمات قورتقا، آويچقا).

٢-مجموعه باستاني سوغورلو با تمدن، تاريخ و افسانه هاي سامي در هم آميخته است. چنانچه نام مجموعه و همچنين زندان موجود در آن با پيغامبر سامي سليمان نبي، تختي در آن با نام ملكه بلقيس و درياچه مجاور آن در متون گوناگون مسيحي با دوران كودكي عيسي مسيح مرتبط شمرده شده است. "سليمان" نامي سامي است، با اينهمه تركيب "تخت سليمان"، همانگونه كه از ظاهر آن پيداست، به لحاظ ساختاري و دستوري فارسي است. بر خلاف فارسي، در زبان تركي مضاف پس از مضاف اليه مي آيد. يعني اينكه اين نام به تركي مي بايست "سولئيمان تختي" خوانده مي شد، مانند نام روستا و قلعه"خان تختي Xantəxti" در جنوب شرقي سلماس در ٧٦ كيلومتري جاده اروميه- سلماس، كه به معني "تخت خان" مي باشد (در ارتفاعات كنار اين محل، بر روي قطعه سنگ بزرگي نقوش حجاري ‌شده‌اي به نام حجاري‌هاي خان تختي وجود دارند كه نقش دو سوار شاهانه را با دو پياده نشان مي‌دهند. ادعاهائي كه اين دو سوار را اردشير اول، شاهپور اول و غيره دانسته اند همه حدس و گمان اند، زيرا كتيبه‌‌اي همراه اين نقشها نيست)؛ "داش قالا Daşqala" (در ٢٨ كيلومتري شرق عجب شير در ساحل شرقي درياچه اروميه در ٩٥ كيلومتري جنوب تبريز، نام دولتي-فارسي آن قلعه ضحاك است)؛ نام "باز قالاسي Baz Qalası" (نك. باز قالاسي-بذقالاسي، نام دولتي-فارسي آن قلعه جمهور است).

٣-استرابن تاريخ نگار براي كشور "آتروپاتنه" دو پايتخت ذكر كرده كه يكي آز آنها "فراده اسپه" بوده است. ماركوارت و راولينسون (ماركوارت، ١٠٨) فراده اسپه را با سوغورلوي كنوني (تخت سليمان) و شهر باستاني "شيز" كه در حوالي آتشكده آزرگشسب واقع شده و شهري مناسب براي اقامتگاه تابستاني بوده يكي دانسته‌اند. برخي با اين تثبيت مخالفت نموده و گفته اند كه "شيز نمي‌تواند سوغورلو (تخت‌سليمان) كنوني باشد، بلكه بايد محل آن را كه همان جَنْزه است، در نزديكيهاي مراغه جست. كزنا يا جنزه يا گنزك قسمتي از شيز و نام شهري بوده كه مقر تابستاني شاهان بوده است" (عباس زرياب خويي در مقاله آذربايجان).

نتيجه

نام قديمي و تركي محوطه و مجتمعي كه در زبان فارسي "تخت سليمان" ناميده مي شود، "سوغورلوSuğurlu " بوده و به معني محلي كه داراي سوغور (نوعي خرگوش) فراوان است و يا زميني كه قابليت جذب آب را دارد مي باشد. اين مجتمع در دره "ساروقSaruq "، احاطه شده با كوههاي "آلاداغAladağ " واقع شده است. چشمه جوشان آن "بوركوBürkü " و شهرك صنعتي وكاخ ايلخاني آن "آباقاAbaqa " نام دارد.

2 Comments:

At 11:57 AM, Blogger kaka said...

سلام
یورولمورسایز

ایستیردیم بیلم بو بیلگی لری هاردان تاپ میسیز من چوخ بیئله نچی بیلگی لری سئوه رم .بونلارین قایناقینی بئله مه تانیت دیر ساز چوخ سئویننه م

 
At 2:11 PM, Blogger mehran bahari said...

سلام

عزيز دوست، بو يازيلاردا قايناق اولاراق اونلارجا كيتاب، يوزلرجه مقاله دن يارارلانميشام. بو قايناقلارين ليستيني، چوخ اوزون اولدوغو اوچون، هر يازينين سونوندا دئييل، يازيلارين هاميسي بيتديكدن سونرا، اونلارين سونوندا وئره جه يه م. چوخ ساغ اولون

 

Post a Comment

<< Home